|
عضو هیاتعلمی دانشگاه سيستان و بلوچستان
|
گفت: معصیتِ وی را دشمن دارم اما وی برادر من است
کیمیای سعادت، جلد اول، صفحه۴۰۱
کاری از جناب هوشنگ سامانی عزیز

یکی واسهی یه لقمه نون چنگ میزنه / این در و اون در صبح تا شب سر میزنه
اگه جور بشه نصفشم کم میزنه / اگه جور نشه بازم به هر در میزنه
چه کنه خدا این بابا اگه غُر نزنه؟ / بشینه جلو بچههاش چه جور زُل بزنه؟
*****
یکی دیگه هست پشت میز برگ میزنه / بُنچاق و سند چپ و راست هم میزنه
زمین و زمان واسه خودش جم میکنه / سود پولاشو از این و اون کم میکنه
آی زمینخوارا دستتون بابا درد نکنه / زمین خدا مالتون یه وقت درز نکنه
متاسفانه چند وقتی است که گرفتاری کار و درس و تردد بین تهران و زاهدان مانع از سرزدن و بروزرسانی وبلاگ شده است که این عمل با تذکر عزیزان مواجه گشته است. لذا از همهی عزیزانی که با عدم بروزرسانی وبلاگ مواجه شدهاند، پوزش میطلبم.

مدت زمانی که در تهران بسر میبرم، کلاسهای شبکهی کامپیوتری دانشگاه سیستان و بلوچستان به صورت ویدئو کنفرانس برگزار میگردد. این کلاسها همیشه بهانهای بوده است تا بعد از پایان کلاس سری به نشر وزین چشمه بزنم. ناشری که در این اوضاع بهم ریختهی اقتصادی و با وجود ناملایمات مکرر، کمر همت به انجام فعالیتهای فرهنگی - ادبی بسته است.


![]()
ای زلف تو هر خمی کمندی
چشمت به کرشمه چشمبندی
مخرام بدین صفت مبادا
کز چشم بدت رسد گزندی
یا چهره بپوش یا بسوزان
بر روی چو آتشت سپندی
دیوانهٔ عشقت ای پریروی
عاقل نشود به هیچ پندی
یک چند به خیره عمر بگذشت
من بعد بر آن سرم که چندی
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهٔ کار خویش گیرم